رضا قليخان هدايت

1188

مجمع الفصحاء ( فارسي )

آسايش نظرى آرايش قمرى * پيرايهء شكرى همسايهء عسلى گرچه بريده سرى بىنقص و بىالمى * ورچه شكسته تنى بىعيب و بىخللى بر نام تست غزل در كام تست طرب * هم حجت طربى هم حاجت غزلى همراه جان‌ودلى وز جان و دل عوضى * همرنگ مشك و شبى وز مشك و شب بدلى كردى تو قصد دلم وز بىدلى خجلم * گر قصد جان نكنى از من به دل بحلى مهرست بر تو مرا گرچه ز روى جفا * چون كين صدر اجل ياريگر اجلى اى قبلهء فضلا اى كعبهء امرا * هم قبلهء طمعى هم كعبهء املى سادات را ملكى اسلام را فلكى * هم در سمو ملكى هم در علو زحلى گردون ستم نكند تا مانع ستمى * گيتى حيل نكند تا دافع حيلى در روز خشم و غضب مريخ در اسدى * در وقت جود و عطا خورشيد در حملى چون عزم عفو كنى بيناى بىغلطى * چون راى جود زنى داناى بىزللى ناصر شدى به لقب حافظ شدى به صفت * هم حافظ هنرى هم ناصر مللى